۲۵ خرداد ۱۳۹۸
خرداد ۲۵, ۱۳۹۸

زندگینامه حضرت یعقوب (ع)

خرداد ۲۵, ۱۳۹۸ ۰ دیدگاه

زندگینامه حضرت یعقوب (ع)

یعقوب پسر اسحاق، نوهٔ ابراهیم است که یهودیان، مسیحیان، مسلمانان به پیامبری او اعتقاد دارند. یعقوب به معنی تعقیب‌کننده است. این پیامبر بزرگ، دارای علم و دانش زیادی بود که از طرف خدا به صورت “علم لدنی” به او داده شده بود.

حضرت یعقوب (ع)

ابراهیم «رفقه» دختر «بتوئیل بن ناحور» را برای وی به همسری گرفت و خداوند از وی دو پسر به اسحاق عطا نمود به نامهای عیص و یعقوب که هر دو در یک زمان با همدیگر به دنیا آمدند.

یعقوب توسط پدر خود اسحاق نسبت به برادر خود و نیز خاندان اسحاق، برتری یافت و جانشین وی و ابراهیم گردید. عیسو که با برادر خود یعقوب دو قلو بودند نسبت به یعقوب که از هر جهت ممتاز بود ،حسادت داشت، از این رو یعقوب به شهر فدان آرام نزد دائی خود “لابان” رفت و بیشتر عمرش را در آن جا به چوپانی گذراند.

القاب یعقوب

اسرائیل لقب یعقوب است. در اینکه چرا او را اسرائیل گویند اختلاف است. اسرائیل یا ییسائل در عبری از ترکیب دو کلمه سر و اِل تشکیل شده‌است. سر = رئیس، سردار، حاکم، امیر اِل = خدا که در مجموع به معنای سردار الهی یا خلیفه الله است. در نزد یهودیان با لقب اسرائیل یا «خلیفه الله» معروف است.
حضرت یعقوب,یعقوب,زندگینامه حضرت یعقوب

داستان زندگی حضرت یعقوب

نام یعقوب در قرآن

در قرآن در چند جا، با نام اسرائیل از یعقوب یاد می‌شود. همچنین یعقوب و پدرش اسحاق در قرآن با لفظ «امام» خوانده شده‌اند. نام او در قرآن کریم ۱۶ مرتبه در سوره های بقره، آل عمران، نساء، انعام، هود و یوسف آمده و در سوره های آل عمران و مریم هم دو مرتبه به نام اسرائیل آمده است.

همسر و فرزندان یعقوب

اسحاق پدر یعقوب به او دستور داد با دختران بین‌النهرین (که در آن زمان از باز ماندگان طوفان نوح بودند) ازدواج کند و یعقوب نیز چنین کرد.

نام دو همسر یعقوب او لیا و راحیل است. دو همسرش دو خواهر بودند، (در بعضی از اخبار آمده که یعقوب، خواهر دوم را بعد از فوت همسر اول خود گرفته است.)

بنا به تورات، یعقوب از دو همسر خود و همسران فرعی‌اش بلهاه و زلفاه، صاحب دوازده فرزند شد که نامهایشان: رئوبن، شمعون، لاوی، یهودا، یساکار، زبولون، دان، نفتالی، اشیر، جاد، یوسف و بنیامین است که به بنی اسرائیل معروف می‌باشند.

یعقوب به پسرش یوسف علاقه‌ی زیادی داشت و همین محبت زیاد، باعث شد که پسران دیگرش به او حسادت کنند. آن ها یوسف را به بیابان بردند و در چاه انداختند و نزد پدر برگشتند و به دروغ چنین گفتند که گرگ یوسف را خورد.

یعقوب علیه السلام، سالیان درازی در فراق یوسف گریه کرد و سوخت تا این که نابینا شد. در تاریخ گفته شده که این فراق ۵۰ سال بود که بعد از جریانات مفصلی که برای یوسف پیش آمد، این پدر و پسر، به وصال یکدیگر رسیدند.